عکسها دیگر شیء نیستند، تجربه هستند

استفان مایز از دوربین canon S-95 استفاده میکند.


این‌که دوربین
های دیجیتال به صورتی بنیادین عکاسی را تغییر دادهاند هم درست و هم کلیشه است. اما عده کمی میتوانند معنای دقیق این جمله را بیان کنند. استفان مایز مدیر «آژانس عکس VII» یکی از آن افراد است.

بر اساس استدلال او ظهور تکنولوژیهای دیجیتال، محتوای عکاسی را از یک تصویر ثابت به حالتی سیال تغییر داده‌اند. مرحلهای کوتاه که در آن عکس می‌گیریم همزمان با مرحلهای است که عکس‌ها را کنار می‌گذاریم. بنابراین به صورتی تناقض آمیز هرگز با آنها درگیر نمیشویم. عکسها بیش از آنکه سند یا مدرک باشند، درباره تجربه و اجتماع هستند و این چیز بدی نیست

مایز میگوید که «شیوهای که ما با تصویر مواجه میشویم تغییر میکندمجله Fortune در سپتامبر ۲۰۱۲ گزارش داد که ٪۱۰ همه عکسهایی که تا کنون گرفته شده، متعلق به‌ سال ۲۰۱۲ است. سایت Instagram کمتر از دو سال پس از راهاندازیاش به بیش از ۱۰۰ میلیون عضو رسید. اعضای Instagram که هر ثانیه یک نفر به آنها افزوده میشود، بیش از یک میلیارد عکس گرفتهاند. البته از آن سوی باید به فیسبوک نگاه کرد که هر روز ۲۵۰ میلیون عکس در آن بارگذاری میشود.

از نظر مایز مقایسه این نوع سیال عکاسی با حالت ثابت گذشته مانند آن است که ما یک اتومبیل را یک کالسکه بدون اسب بنامیم. ما تلاش داریم تا این نوع جدید را با مشخصات نوع قدیمی، به منظور فهم ظرفیتها و ویژگیهای جدید آن درک کنیم. سایت Wired گفتگویی را با مایز انجام داده است:
 

Wired: چرا ما از عکاسی موبایل سخن میگوییم؟

Mayes: گمان میکنم عکاسی موبایل، نشان دهنده نقطه تحول است.

گذار از عکاسی آنالوگ به دیجیتال یک نقطه عطف بود، اما این نقطه عطف به خوبی شناخته نشده است. اگرچه در عکاسی دیجیتال با استفاده از دوربینهای DSLR بزرگ توانستهایم از عکاسی آنالوگ تقلید کنیم. در واقع گوشی موبایل یکی از جلوه های زیبا و بارز پدیده دیجیتال است.

Wired: چرا اینگونه است؟

Mayes: تفاوتهایی تئوریک میان آنالوگ و دیجیتال وجود دارد

اما اغلب این تفاوتها را می‌توان در تفاوت میان عکس ثابت و سیال خلاصه کرد. عکاسی آنالوگ سراسر درباره تصویری ثابت است و این ثبات، بخش اصلی یک تصویر را تشکیل می‌دهد. عکسی وجود ندارد مگر اینکه ثابت باشد. و این عکس‌ها میتوانند تکثیر شوند، دوباره چاپ شوند و در زمینههای متفاوتی قرار داده شوند، اما باز یک تصویر ثابت هستند

تصویر دیجیتال کاملا متفاوت و سیال است. شما به فکر تعادل رنگ بر روی دوربین هستید و در واقع هیچ نقطهای که در آن تصویر ثابت باشد، یافت نمی‌شود. بنابراین، در حال حاضر تصاویر در محیطی دیجیتالی قرار دارند. فرض می‌کنیم تصویر به وسیله زمینه خود شناخته میشود، اما این تصویر در یک محیطی کاملا سیال قرار دارد که متعلق به آن زمینه ثابت نیست. محتوای تصویر میتواند ویرایش شود و در محیطهای متفاوتی به‌طور همزمان قرار گیرد. «فرد ریتچین»۱استاد عکاسی در NYU این پدیده را به عنوان عکاسی «کوانتوم» معرفی میکند. عکاسی دیجیتال همزمان هیچ چیز و همه چیز است. این نوع عکاسی دارای محتوایی تناقضآمیز است.

آنچه موبایل انجام میدهد گرفتن همه خصوصیات عکاسی دیجیتال و تقویت آن‌هاست

Wired: چگونه به این نتیجه رسیدید؟

Mayes: عکاسان VII سالی یک‌بار دور هم جمع می‌شوند تا درباره کار صحبت کنند و معمولا این ملاقات به‌صورتی جدی انجام می‌شود. سال گذشته در یک نقطه خاص شروع کردند با موبایل‌هایشان از یکدیگر عکس گرفتن و این تصاویر را بر روی فیسبوک قرار دادند. آنها تلاش کردند با عکسها و اضافه کردن برخی شوخیها و لطیفهها یکدیگر را دست بیاندازند. دیگران نیز این عکس‌ها را منتشر کردند و تجربه جالبی بود.

در پایان جلسه به آنها گفتم : دو نکته را متوجه شدم که قبلا هرگز ندیده بودم. این اولین بار بود که با عکاسی، وقتی که در حال گرفتن عکس هستید، تفریح میکنید، میخندید و دیگر اینکه عکسهایی که گرفتید هیچکدام به عنوان سند و برای ضبط نبودند. آنها در طی یک جریان و به عنوان یک تجربه گرفته شدند.

بخشی از تجربه‌ی حضور در آن جلسه، گرفتن و منتشر کردن آن عکسها بود. سپس موجی از نظرها به دنبال آن آمد که البته در مدت اندکی فراموش شدند

من عکاسان مستند بسیار جدی و پرتلاشی را دیده‌ام که سریع و پشت سر هم عکس میگیرند. این فرآیند کاملا ناخودآگاه و تفریحی و تجربی است. هیچ شباهتی میان این نوع عکاسی و نوعی که آنها معمولا انجام میدهند، وجود ندارد تا جایی که آنها اصلا متوجه نیستند که دارند عکس میگیرند! ما به طور مثال در لیبی زمینههای بسیار جدی عکاسی-روزنامهنگاری Ron Haviv- را دیدهایم.

ماهیت تصادفی گرفتن این عکسها برای عکاس و همچنین سوژهای که از آن عکاسی میشود، گذرا است. Ron میگوید: در لیبی چون نمیخواست دیده شود، دوربینش را با خود حمل نمیکرد. همه مبارزین موبایل داشتند و عکس میگرفتند و Ron تنها یکی از کسانی بود که عکس میگرفت

Wired: به نظر شما عکاسی موبایل یک ژانر جدید است؟ آیا ویژگیهای خاصی را مانند عکاسی خیابانی که یک ژانر با ویژگیهای منحصر به‌فرد است، شامل می‌شود؟

Mayes: اگر شما به تعداد عکسهایی که در جهان وجود دارد، فکر کنید، متوجه می‌شوید، تعداد عکس‌هایی که توسط عکاس-خبرنگارها به عنوان سند گرفته می‌شود، اهمیت چندانی ندارد. عکس موبایلی بخشی از یک فرایند است.

افراد از دوربین موبایل برای مستند کردن یک جشن استفاده نمیکنند که پس از سی سال به نوههای خود عکس‌ها را نشان بدهند. بلکه این عکسها را برای انتشار درشبکههای اجتماعی و واکنشهای لحظهای می‌گیرند

«پیتر دیکامپو»۲بر روی پروژهای به نام «آفریقای هر روزه» کار میکند. تلاش میکند تا به امور مثبت و رو به پیشرفت توجه کند. بحث‌هایی در این زمینه وجود دارد که عکاسی در آفریقا بر روی امور منفی تمرکز کرده است. بنابراین دی‌کامپو سعی دارد تا با عکسهای خود، این دیدگاه را به چالش بکشد. اکنون سه سال است که در «غنا» زندگی میکند، بنابراین تا حد خوبی با آفریقا آشنایی پیدا کرده است. پیتر کارهای بسیار جالبی انجام داده، اما آنها هم مانند سایر کارهای عکاس-خبرنگاری که در مورد آفریقا انجام شده، بسیار مشخص و تعریف شده است.

پیتر به دنبال گرفتن عکسهایی از لحظات معمولی و کم اهمیت برای پروژه «آفریقای هر روزه» است، مثلا آدم‌هایی که در حال گرفتن ناخن، در آسانسور یا در حال نوشیدن قهوه هستند. من هرگز آفریقا نبودهام، اما عکس‌های زیادی از آفریقا دیدهام. با نگاه کردن به عکسهای پیتر، ناگهان آفریقا را به شکلی می‌بینم که پیش از آن نشناخته بودم.

ما تمایل داریم تا تکنولوژیها را آنگونه که قبلا بودهاند بفهمیم، برای نمونه ماشین را در ابتدا به عنوان کالسکه بدون اسب میشناختیم. با موبایل هم همین برخورد را داشتهایم. بنابراین نمایش یک عکس به صورت چاپ شده، یک عکس جدید را به شیوهای قدیمی نمایش میدهد.

همچنین تعداد زیادی فیلتر هست که میتوان از آنها برای دادن حس و حال گذشته به عکسها استفاده کرد. ما از موبایل به خوبی استقبال کردهایم؛ اما تلاش می‌کنیم تا آن را به آنچه از قبل برای ما آشنا بوده است، مرتبط کنیم.

شیوهای که ما با عکاسی مواجه میشویم؛ تغییر کرده است. ارتباط جدید ما با عکاسی کمتر درباره مدرک، علامت و سند است و بیشتر به تجربه،اشتراکگذاری، لحظهای بودن و جریانی گذرا مربوط است.

برای مثال سونامی در ژاپن توسط افرادی که آن را تجربه کرده‌اند، مستند شد.

این عکسها از آبی که بالا میآید و انسانهایی که فریاد زنان به دنبال رفتن به مکانی مرتفعتر هستند، باورنکردنی است. این عکسها قابلیت بازتولید را ندارند. وقتی به سونامی فکر میکنم، عکسهایی را به‌خاطر می‌آورم که در آن آب، نزدیک پای عکاس در حال بالا آمدن است و این یک تجربه بی نظیر است

درباره سوریه هم همینطور است. برخی گوشیهای موبایل خود را از جیبشان در میآورند و ما را از طریق عکسهایی که میگیرند به درون حادثه میبرند. ما هم عکسها را نه در لحظه واقعی آن، بلکه در لحظهای بسیار نزدیک به لحظه واقعی می‌بینیم. واقعا این مقدار نزدیکی، واقعی بودن و ماهیت سیال اطلاعات بی نظیر است

حال این می‌تواند یک اتفاق اساسی باشد که وقتی از ارتباط تغییر یافته با عکس سخن میگوییم اینگونه موارد را در نظر بگیریم، چرا که انتظارات ما را از آنچه بدان مینگریم تغییر یافته است

چرت‌زدن گربه بر میز کتاب‌فروشی در بیگ‌لو، استانبول.  Photo: Amanda Rivkin / VII Mentor Program.

Wired: چرا عده زیادی مخالف عکاسی موبایل هستند؟

Mayes: فکر میکنم دلایل متفاوتی برای این امر وجود دارد. از جمله اینکه اعتبار و واقعی بودن هر عکسی مهم است. آیا افراد آنچه میبینند را باور میکنند؟

روند کار نیز مهم است، به خصوص در روزنامهنگاری. باوری وجود دارد که عکاسی باید خودآگاهانه و سخت باشد. عکاسی موبایل به عنوان کاری به اندازه کافی دشوار شناخته نشده است. اتفاقی که افتاده این است که کنترل دیگر وجود ندارد. آموزش رسمی توسط یک عکاس حرفهای برای کنترل تجهیزات، کنترل ارائه و نمایش عکس در معرض فراموشی‌ست. استفادهکنندگان یک فریم را انتخاب کرده و از میان چند فیلتر یکی را برمیگزینند. اما من معتقدم که سطوح بالاتری از کنترل به مرور زمان دوباره ایجاد خواهد شد.

در عالم عکاسی هم مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر تکنولوژی پیشتاز است. بارها شاهد اتفاقات گوناگون هستیم و این‌بار یک دوربین قابل حمل ۳۵ میلیمتری تولید شده که زیبایی شناسی مخصوص به خود را دارد و استفاده از آن نیز آسان است. البته تکنولوژی همواره با مسائل تجاری همراه است.

این اتفاق بارها در صنعت و تکنولوژی افتاده است. تلاش میکنیم تا ارتباطی میان تکنولوژی مورد نظر و حرفه خود بیابیم. عمر خود را صرف یادگیری مهارتها و ایده‌هایی میکنیم که باور داریم.

Wired: آیا مردم باید به روزنامهنگاران و عکاس-خبرنگاران پولی پرداخت کنند؟


Mayes: تا زمانی که نیاز به اطلاعات موثق وجود دارد، تخصص اهمیت دارد، اما تخصص
ها به مرور زمان تغییر میکنند و نقش شاهد عینی کمرنگ میشود. کتابهایی درباره عکاسی که در قرن بیستم با عنوان شاهد عینی وارد بازار شد؛ در نظر بگیرید. وقتی که چهار میلیارد گوشی موبایل شاهد وقایع جهان است، تعریف از شاهد عینی بسیار متفاوت خواهد بود.

به فردی حرفهای برای تفسیر و تایید نیاز است. ما آنچه را که در سوریه اتفاق میافتد را میدانیم اما به افراد متخصص نیاز داریم تا درک همه جانبهای از موضوع داشته باشیم.

سال گذشته در جریان بهار عربی درک ما از واقعه، رویارویی آدم خوب و آدم بد بود. اما اکنون میدانیم که صحنه بسیار پیچیده است و ترکیبی از آدمهای خوب و بد در آنجا هستند. من اینها را از متخصصین فرا گرفتهام. اینها چیزهایی نیست که بتوان تنها از طریق فیسبوک آموخت. من به کسی نیاز دارم که جریان پیچیده مباحث را برای من روشن کند.

پیش از این درباره سونامی صحبت کردیم. آنچه که ما از عکاسان حرفهای انتظار داریم، نشان دادن سریع، غمانگیز بودن یک فاجعه نیست. بلکه آنها با تخصص و دید ویژه و حرفهای خود میتوانند به ما درکی از مقیاس فاجعه بدهند به گونهای که شما نمیتوانید از طریق موبایل آن را ثبت و ضبط کنید. موبایل نمیتواند مقیاس را ثبت و منتقل کند. موبایل میتواند بیانگر تجربه فردی عکاس باشد. عکاسان حرفهای میتوانند یک نمای کلی از اتفاق بگیرند و ما را به عناصر گوناگونی که در حادثه وجود دارد، آشنا کنند و به روایتهایی از حادثه اعتبار ببخشند. اکنون این نقشی است که ما بر عهده داریم.

” Photo: SIm Chi Yin / VII Mentor Program. همه در چین عاشق اپل هستند، حتی کارگران اعتصابی فاکسکان

 


Photographs Are No Longer Things, They’re Experiences

1 Fred Ritchin

2 Peter DiCampo