آرش عاشوری‌نیا

این تصویر اثر من است

اما با امضای دیگری در صفحه اول روزنامه شرق ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ چاپ شده است.

حالا چرا می‌گویم این تصویر اثر من است؟
چون عکس خانم سیمین بهبانی از این‌جا کپی شده و عکس تبدیل به طرح و یا نقاشی شده و به نام دیگری چاپ شده.
این‌که هر روز می‌بینیم عکسهایمان بدون اجازه، بدون نام، با بریدن لوگو و اسم در سایت‌ها، روزنامه‌ها و مجلات، فیس‌بوک و تویتر دست‌ به دست می‌شود داستانی‌ کهنه است که عکاس حوصله پرداختن به آن را ندارد چه برسد به شما! اما این‌که عکس را با نرم‌افزار تبدیل به نقاشی کنیم و یا حتا با کمی زحمت بیشتر خطوط آن‌ را بکشیم و داخلش را رنگ کنیم و اسم خود را زیر آن بنویسیم اتفاق به نسبت جدیدی در مطبوعات ماست. یادم نمی‌آید هیچ معلم دبستانی به کودکی که به جای نقاشی “از رو انداخته” باشد(کاغذ را روی نقاشی و یا عکسی گذاشته باشد…) و یا داخل طرحهای کتاب‌های نقاشی را رنگ کرده باشد آفرین و یا صدآفرین گفته باشد. حالا این‌که دوستانی در مطبوعات دارای بیزنس جدیدی شده‌اند به نام طراح و همان‌کاری که در کودکی نمی‌توانستیم بکنیم را با اثر دیگران می‌کنند و امضا هم زیرش می‌زنند و لابد پول هم می‌گیرند و خروجی کارشان به صفحه اول مطبوعات می‌رود.

تا به حال شده تصویری از یک نقاشی را در روزنامه و یا مجله‌ای دیده‌اید که به جای نام نقاش اسم عکاس پای آن خورده باشد؟ مثلا مونالیزا اثر پائولو نستا!
عکاسی کردن یا درست‌تر بگویم “کپی” کاری تخصصی‌ست که نیاز به تجهیزات مشخص و دانش عکاسی دارد. عکاس در نهایت یک طرح و یا نقاشی را کپی می‌کند و هزینه تخصص، تکنیک و وقتی که گذاشته را دریافت می‌کند، عکاس هیچ وقت صاحب آن اثر نمی‌شود.
تا به حال کلاس نقاشی رفتید؟ در بعضی از کلاس‌ها هنرجویان اثری را کپی می‌کنند. یعنی مثل آن را می‌کشند، کسانی هم هستند که آثار معروف را کپی می‌کنند و دوباره می‌کشند، بابت کارشان پول هم دریافت می‌کنند اما آن‌ها در نهایت کاری که انجام داده‌اند این است که اثری را کپی کرده‌اند نه بیشتر، حقی نسبت به اثر پیدا نمی‌کنند.
نهایت خلاقیتی که جناب جعفرنژاد در کپی این عکس انجام داده‌اند تغییر در وضعیت حجاب و رنگ نکردن بخشی از عکس است. امیدوارم دوستان گرافیست شاغل در مطبوعات که تخصص والایی در اصلاح و ارشاد حجاب عکس‌ها دارند به این فکر نیفتند که اسمشان را زیر عکس بزنند.
این جنس کار که این روزها در مطبوعات ما زیاد به چشم می‌خورد، چیزی بیشتر از کپی و یا اقتباس نیست. به گمان من چنین کارهایی بدون اجازه و نام عکاس اخلاقی نیست.

از قفس

در مرز نگاه من

 

از هرسو

دیوارها

بلند

دیوار‌ها چون نومیدی بلندست

آیا درون هر دیوار

سعادتی هست

وسعادتمندی

وحسادتی؟

که چشم اندازها

ازاین گونه

مشبک است

و دیوارها و نگاه

در دوردستهای نومیدی

دیدار می کنند

و آسمان زندانی‌ست

از بلور؟

الف.بامداد 

کامران عدل


جمعه این هفته در گالری اعتماد نمایشگاهی از عکس‌های کامران عدل برپاست. ۶۰ سال عکاسی! “آمال و آرزوهای نیامده و برباد رفته”. بی‌شک عکس‌ها دیدنی‌ست، عکس‌های کامران عدل مهم است. اما به گمان من چیزی که از عکس‌ها مهم‌تر و دیدنی‌تر است شخص کامران عدل است.
این‌که کسی ۶۰ سال عکاسی کند، هم عکس‌هایش و هم خودش مهم باشند. هر روز با دوربین و بدون دوربین چیزی برای گفتن داشته باشد! انگیزه داشته باشد برای عکاسی، انگیزه داشته باشد برای کار کردن و کار کردن، دیدنی‌ست، آموختنی‌ست.

بهار

به شکوفه‌ها، به باران

برسان سلام ما را
 

پرویز تناولی

یکی دو سال پیش بود، اگر اشتباه نکنم برای مجله نافه، شاید هم روزنامه بهار؟ یادم نیست. یکی از همان نشریاتی که دیگر منتشر نمی‌شود. برای عکاسی و گفتگو با پرویز تناولی به خانه-کارگاهش رفتم، به همراه سما بابایی.
حرف تازه‌ای نیست، جز این ویدیو که با دیدنش تنم درد گرفت.
یاد آن روز و آن گفتگو افتادم. از میان عکس‌هایی که گرفتم، این پرتره را از پرویز تناولی بیش‌تر دوست داشتم.

گلفام خیام، ایزابل ویلانوئوا

شهریورماه بود و روزهای آخری که برای نمایشگاه عکس انجمن دیوان در فیلارمونی کُلن آلمان همراه با روزبه روزبهانی عکاسی می‌کردم.
سری به تمرین گلفام خیام و ایزابل ویلانوئوا زدیم و عکسهایی از اون روز:
Isabel-Villanueva-Golfam-Khayam

isabel villanueva Golfam khayam

isabel villanueva Golfam khayam

isabel villanueva Golfam khayam

isabel villanueva Golfam khayam

isabel villanueva Golfam khayam

isabel villanueva Golfam khayam

یک فریم دیگر از گلفام خیام که در نمایشگاه بود رو در کسوف گذاشتم.

دیوار جان لنون ، پراگ

پراگ

دلم می‌خواست بپرم، یه دوری بزنم. اما نگاههای خیره مردمان قیچیِ هر بال و پریست.

نسیم وصل با ستاره ها – همایون و محمدرضا شجریان

عکسهایی از کنسرت این روزهای همایون شجریان. با اجرای آثار محمدجواد ضرابیان، “نسیم وصل” و “با ستاره‌ها” به رهبری بردیا کیارس.

و اجرای این شب میهمان ویژه‌ای چون محمدرضا شجریان داشت، که ایستاده چون دیگران به تشویق همایون و دیگر اعضای ارکستر پرداخت، تا اجرای جانانه‌ای از مرغ سحر را بشنویم.

به زودی در این مکان عکسهای مفصلی از کنسرت گروه پالت نصب خواهد شد!

گوش کن، شاید شب چیزی گفت
تـــــاریــکــی شــایـد رازی داشــت
بـعد از ایـن‌جـا شـاید بــاغـی بــود
شــهـری  شـــایـــد آوازی داشــت

 

صفحه 1 از 41234